|
|
|
|
|
ANOTHER BRICK IN THE WALL We don't need no education. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 18:45 توسط افشار
|
|
||
|
|
|
|
|
"Love is like the wind We feel it, but we can't see it." this sentence isn't true anymore, cause I see the love in your beautiful eyes. ... some things can be left undone,, some words can be left unsaid,,some feelings can be left unexpressed but some one like you can never be left unlovd,, Love is fire. But whether it's gonna warm your heart or burn your house down you can never tell.
Love: The irresistible desire to be irresistibly desired True love doesn't have a happy ending: Love is not a matter of counting the years... Hearts are not to be had as a gift True love cannot be found where it truly does not exist,
I was sort of hoping, Like the kind of thing that happens, The fantasy was there before, So, pardon, if I look at you, For I was always hoping,
The best things in life Love is something you can't describe |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 0:59 توسط افشار
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
سال نو همگی مبارک. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 23:55 توسط افشار
|
|
||
|
|
|
|
|
چه می رسد بهار. در آن لحظه،
که بر شاخسار تخیلم،
گلبرگ حضورت،
جوانه می زند.
و گم می شود،
صدای عندلیبان باغ،
در نوای دلنشین
عندلیب دلم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 16:29 توسط افشار
|
|
||
|
|
|
|
|
جوانی که هرگز نگریسته وحشی است
پیری که هرگز نخندیده احمق است. سانتایانا |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 3:51 توسط افشار
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 3:48 توسط افشار
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 3:44 توسط افشار
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 2:17 توسط افشار
|
|
||
|
|
|
|
|
در جايي از دسكتاپ خود Right Click كنيد و در بخش New گزينه Shortcut را انتخاب كنيد و در بخش ظاهر شده دستور زير را وارد كنيد: shutdown -s -t ۰۱ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 2:13 توسط افشار
|
|
||
|
|
|
|
|
خبرنگار پرسید، "راز موفقیت شما در چی بوده؟" صاحب شرکت میگه، "دو کلمه." "و، اونها چی هستند؟" رئیس شرکت توضیح میده، "تصمیم درست." "و شما تصمیم درست رو چطوری اتخاذ می کنید؟" "یک کلمه." "و، اون چی هست؟" "تجربه." "و شما چطور این تجربه رو کسب می کنید؟" "دو کلمه." "و، اونها چی هستند؟" "تصمیم نادرست." |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 1:45 توسط افشار
|
|
||